قسمتی از نامه ی شیخ محی الدین حسامی پایگلانی به فرزندانش « حدودا 100 سال پیش»
.... فرزنداعمر را به غفلت و بیهودگی گذراندن مایه ی ضرر دنیا وآخرت است،بخدا مشغول بودن از جمیع لذائذ دنیا و قیامت بهتر است. دخیل صد دخیل خود را برای دنیا وآرزوی نفس هلاک مسازید بعد از ان ندامت فایده ندارد وعلی ای حال اینقدر به خدا مشغول باشید که لذتی ببرید تا بعقب مطلب بی اختیار بروید . ....
معلم پای تخته داد می زد
صورتش از خشم گلگون بود
ودستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود
ولی آخر کلاسیها،لواشک بین خود تقسیم می کردند .
با خطی خوانا بر روی تخته ای کز ظلمتی تاریک ، غمگین بود
تساوی را چنین نوشت : یک با یک برابر است .
از میان جمع شاگردان یکی بر خاست . همیشه یک نفر باید به پا خیزد
به آرامی سخن سر داد
تساوی اشتباهی فاحش و محض است .
نگاه بچه ها ناگه به یک سر خیره گشت و معلم مات بر جا ماند
واو پرسید : اگر یک فرد انسان واحد یک بود آیا باز یک با یک برابر بود ؟
معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود .
واو با پوزخندی گفت :
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آنکه زور و زر بدامن داشت بالا بود وآنکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
انکه صورت نقره گون ، چون قرص مه داشت بالا بود
وآن سیه چرده که می نالید پایین بود.
اگر یک فرد انسان واحد یک بود این تساوی زیر و رو می شد
حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود
نان و مال مفت خواران از کجا آماده می گردید
یا چه کی دیوار چین ها را بنا می کرد ؟
یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟
یا که زیر ضربت شلاق له می گشت
یک اگر با یک برابر بود
پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد
معلم ناله ای سرداد:
بچه ها در جزوه های خویش بنویسید
یک با یک برابر نیست .
خسرو گلسرخی
روستای پايگلان در بين شهرستان سنندج ومريوان واقع شده است . بعد از روستای بيساران از بزرگترين روستاهای منطقه ژاورود می باشددر حدود ۴۳۷خانوار و۲۰۶۰نفر جمعيت دارد . روستاهای اطراف شامل گواز ـ ژنين ـژان ـ ويژنان و اريان می باشند. مطالب بيشتر در اين زمينه بعدا ارايه خواهد شد.
ماموستا ملا ئه سعه دی ریازی له زنجیره ی مه ردوخیه کانه له دی بوریه ر له دایک بووه ، پاشان چووته پایگلان ته دریسی کردوه له لای ئه سعه د ئه فه ندی ده رسی خویندوه ، ریازی و هه یئه تی له لای حیکمه ت ئه فه ندی خویندووه زور به عیززه ته وه زیاوه . شتی زور له و پایه به رزه ده گیرنه وه بو نموونه :
چو خواهی که نامت رود در جهان مکن نام نیک بزرگان نهان
در پایان یکی دیگر از مکتوبات او که رساله ی کوچکی است در علم صرف ، چنین می خوانیم :
کتبه القاسم بمداد لا یجری و قلم لا یسری سنه 1215 من الهجره .
کتابت این رساله ونوع کاغذ و مرکب آن چنان می نمایاند که مولانا قاسم در آن تاریخ محصل بوده وشاید سنش بین 15 الی 20 سال بوده است . مولانا قاسم با استفاده از یک مسئله ی اصولی در دارالحرب لیست بدار ضمان ابیاتی سروده ودر کنار همان مساله در حاشیه ی یکی از کتابهای اصول آنرا نوشته است و اینک آن ابیات :
اذا ما تجلت بصبح الجبین ولیل الغدار ، مصابا ارافی
فقلت :الضمان علیک لما ان تجارب ارواح اهل الامانی
فقالت:محیای دار الحروب ومادار حرب بدار ضمان
مولانا قاسم اشعار فارسی و کردی نیز داشته ، متاسفانه دسترسی به ان پیدا نشد اما در دیوان چاپی مولوی معدومی دو بیت از ملا قاسم نامی درج شده است که مولوی نیز دو بیت در همان معنی به استقبال آن رفته است ، به احتمال خیلی زیاد منظور از ملا قاسم همین ملا قاسم پایگلانی مورد بحث ماست .
دو بیت ملا قاسم
هه ر گا من پیکیای په یکانی له یل وام جه بی مه یلی له یل وه ته ن دو جه یل وام
چ باک به دی به د کارانمه ن چ پروای تانه ی ئه غیارانمه ن